Tuesday, February 28, 2012
فاجعه ای دیگر در کمپ پناهندگی سیدنی
چند دقیقه پیش از کمپ پناهندگان ویلا وود در سیدنی برگشتم. مراسم ترحیمی برای یکی دیگر از پناهندگان که دو شب پیش در بیمارستان فوت کرد، گرفته بودند. دوستانش و دیگر پناهندگان ساکن در کمپ. صحنه بسیار غم انگیز و دردناکی بود برای همه. من چند روز پیش دیده بودمش آنجا. وقتی برای ملاقات یکی از موکلین، آنجا بودم. ظاهرا سکته قلبی کرده در بیمارستان. اما تمام درها باز است. بدان معنا که تا زمانی که علت مرگ توسط پزشک قانونی اعلام نشده، ما نمی دانیم که دقیقا چه اتفاقی برای این فرد افتاده است. تیم حقوقی ما به سرعت تحقیقات لازم را انجام خواهد داد. با شاهدان صحبت می کنیم و شهادتشان را می گیریم. من با دختر و پسر عمویش که در سیدنی ساکن هستند و در جریان دلیل انتقالش به بیمارستان بودند صحبت کردم. با چند نفر از دیگر دوستانش هم که در ساعتهای پایانی هم صحبتش بوده اند، نیز صحبت کردم. ظرف چند روز اینده، با اینکه واقعا سرمان شلوغ است، با تک تک شاهدان صحبت می کنم. چون من فارسی زبان هستم، باید که با شاهدان صحبت کنم. ما منتظر گزارش پزشکی قانونی میمانیم. اما تیم حقوقی ما خانواده و بستگان متوفی را در تحقیقات نمایندگی می کند.
Saturday, February 25, 2012
گزارش پزشکی قانونی در مورد غرق قایق پناهندگان
بعد از بیش از هشت ماه تحقیقات، شنیدن شهادت دهها نفر شاهد و صرف میلیون ها دلار هزینه، پزشکی قانونی ایالت غرب استرالیا یافته ها و نظرات خود را در مورد فاجعه غرق قایق حامل پناهندگان در اطراف جزیره کریستمس استرالیا در سال 2010 را اعلام کرد. این یافته ها در بیش از 200 صفحه به شکل جامع و کامل اعلام شده است. تیم حقوقی ما بستگان کشته شدگان و نجات یافتگان این حادثه را در این تحقیقات نمایندگی می کرد.
به همین دلیل اولین نسخه یافته ها در اختیار ما، وکلای اداره مهاجرت، نیروی دریایی، گمرک استرالیا و شرکت سرکو (شرکت خصوصی مسئول اداره کمپهای پناهندگی استرالیا) قرار گرفت. در طول دو روز گذشته من موقتا و تلفنی با تعدادی از اعضای خانواده ها و نجات یافتگان تماس داشته و آنان را در جریان این اعلام نظر گذاشته ام.
من باید این اطلاعات را به فارسی ترجمه کنم. و بعد از آن جلسه ای با حضور بستگان و نجات یافتگان خواهیم داشت که به بررسی احتمالات آینده پیش روی در رابطه با حادثه آنان خواهیم پرداخت. البته این احتمالات، با توجه به نوع یافته ها، اگرچه کمرنگ و با درصد موفقیت 50-50 خواهند بود، احتمال باقی خواهند ماند. برای من دردناکترین قسمت این گزارش این بود که برای اولین بار اسامی تک تک کشته شدگان را با نام و سن آنان می خواندم. بچه؛ مرد؛ زن؛ پیر و جوان در ردهای سنی بین 3 ماه تا 50 سال. فاجعه بود. گزارش تلویزیون اس بی اس را اینجا ببینید.
Wednesday, February 15, 2012
حقوق در استرالیا
بعد از تکمیل و دریافت لیسانس حقوق در استرالیا، دیپلم فارغ التحصیلی در رشته "حقوق عملی" لازمه احراز صلاحیت برای ثبت شدن نام شما بعنوان وکیل دعوای، در واقع اجازه کار، در استرالیاست. من از اول ماه فوریه این دیپلمای حقوق عملی را شروع کرده ام. 6 ماه طول می کشد. اما ظرف چند هفته ای که تقریبا هر 2-3 روز یکبار باید که یک تکلیف سنگین انجام بدهیم؛ به من ثابت شده است که، بدون اغراق، ارزش کار عملی این چند هفته برابر با شاید یک سال درس تئوری دانشگاه باشد. این کارهای عملی در بخشهای مختلف حقوق است. مثلا با حقوق جنایی شروع کردیم. بعد از آن حقوق املاک خواهد بود. حقوق اجرایی، حقوق تجارت، و کار و کارفرما هم به ترتیب بخشهای بعدی خواهند بود.
قوه قضاییه استرالیا و در مجموع قانون اساسی استرالیا و حقوق در استرالیا ضامن و بقول معروف فرشته نگهبان، برابری تک تک شهروندان این کشور در مقابل قانون، پاسخگو کردن شهروندان، بدون توجه به نام و موقعیت اجتماعی آنان، در برابر قانون هستند.
Tuesday, January 17, 2012
هذیان گویی چپ گرایان قلابی
جمعه هفته گذشته، آقای رضا پهلوی به دعوت آقای حشمت رئیسی از فعالین و نظریه پردازان جنبش چپ، در رو اینترتنی آقای رئیسی حضور پیدا کردند. واکنش برخی چپ گرایان ایرانی مخالف جمهوری اسلامی به این حرکت، ما را به فکر وامیدارد. یکی از این افراد، نامش چندان اهمیتی ندارد، ،بدون اینکه توجه داشته باشد، حتی تا جایی پیش رفت؛ که به خود اجازه دهد برای آقای رضا پهلوی به عنوان یک فرد ایرانی، تعیین تکلیف کند که ایشان سیاسی فکر کنند یا نکنند؛ "در سیاست دخالت کنند یا نکنند!" باید از این فرد سوال کرد که؛ مایلید بفرمایید که ایشان چطور لباس بپوشند؟! بی تردید پاسخ این چنین گستاخیهایی همان است که آقای حشمت رئیسی در حضور آقای رضا پهلوی به این فرد دادند؛ "آقا مزخرف ننویسید."
حال این آقا، فردیست که 32 سال پیش در دوران جوانی بهمراه دیگر همفکران به اصطلاح چپگرای خود، آقای خمینی را رهبر مبارزات ضد امپریالیستی خود و مردم ایران تصور کرد. فردی که ادعای تحلیلگر سیاسی بودن دارد. فردی که به خود اجازه چنین گستاخی را داده است که برای آقای رضا پهلوی، و در واقع آینده سیاسی کشور و مردم ایران، تعیین تکلیف سیاسی کند. فردی که دوران جوانی خود را در کنار آقای خمینی هدر داده است؛ قطعا امروز هم که 32 سال مسن تر هستند توانایی شناخت نسلی که جنبش سبز در این کشور براه می اندازد؛ را نخواهد داشت. نه چیزی از این نسل میداند؛ و نه چیزی از نگاه و خواسته های آنان. نه از آینده سیاسی این کشور؛ چیزی میداند و نه؛ از تغییرات و رویدادهای اتفاق افتاده در کشورهای همسایه ایران و افریقا، اخیرا. هنوز حتی یاد نگرفته است که طرز تفکر؛ نگاه و تعلق خاطر سیاسی؛ و عملکرد یک ایرانی؛ چیزی نیست که به این آقا مربوط باشد!
نه در 32 سال پیش می دانست که در زمان جنگ سرد و در کشورهایی مانند ایران و در خاور میانه؛ نظامهای حکومتی به این سادگیها، که این دوست جوان مغز دیروز در ذهن داشته است، قابل تغییر نیستند؛ و نه امروز می داند که در فردای سیاسی ایران نه تنها آقای رضا پهلوی بلکه حتی پدر ایشان هم، اگر زنده بودند، می توانستند که در سیاست دخالت کنند. تنها استثنا در مورد پدر ایشان این بود که اگر ایشان شاکی خصوصی داشتند، آن شاکیان؛ البته تنها در صورت وجود مدارک مستدل، می توانستند آن شکایت را مطرح کنند و بس. شکایت هم لزوما به معنای محکوم شدن پدر ایشان نبود.
نه در 32 سال پیش می دانست که در زمان جنگ سرد و در کشورهایی مانند ایران و در خاور میانه؛ نظامهای حکومتی به این سادگیها، که این دوست جوان مغز دیروز در ذهن داشته است، قابل تغییر نیستند؛ و نه امروز می داند که در فردای سیاسی ایران نه تنها آقای رضا پهلوی بلکه حتی پدر ایشان هم، اگر زنده بودند، می توانستند که در سیاست دخالت کنند. تنها استثنا در مورد پدر ایشان این بود که اگر ایشان شاکی خصوصی داشتند، آن شاکیان؛ البته تنها در صورت وجود مدارک مستدل، می توانستند آن شکایت را مطرح کنند و بس. شکایت هم لزوما به معنای محکوم شدن پدر ایشان نبود.
فردی که هنوز نمی داند ...
Friday, January 13, 2012
روسیه حق ندارد از جیب مردم ایران خرج کند
سفیر روسیه در ناتو اعلام کرده است که از نگاه روسیه؛ برخورد نظامی با جمهوری اسلامی؛ تهدیدی برای امنیت ملی کشورش محسوب می شود. قبل از آن هم وزارت خارجه روسیه چنین موضعی را مطرح کرده بود. تا اینجای قضیه اخباری است که شنیده ایم و یا خوانده ایم.
اما باید دید که چه قضایایی می تواند در پشت درهای بسته در جریان باشد که ما از آنها بی اطلاعیم و تنها واکنشها به آنان را در اعلامیه های رسمی و عمومی می شنویم. همین چندی پیش و در زمان مانورهای دریایی جمهوری اسلامی در خلیج فارس و تهدیدات بستن تنگه هرمز بود که نماینده ای از تهران به مسکو سفر کرد. کار مشکلی نیست، حدس زدن اینکه چه پیغامی ممکن است از تهران برای مسکو فرستاده شده باشد. و یا برعکس چون ما نمی دانیم، شاید مسکو از تهران خواسته باشد که قاصدی به مسکو بفرستد. چرا که اگر طرحی برای برخورد نظامی با جمهوری اسلامی در دستور کار، بقول سفیر روسیه در ناتو، "کسانی باشد که درگیر این بازی هیجان انگیز هستند" باشد، یک جورهایی جیکسو کشورهای اقماری اطراف روسیه تکمیل خواهد شد. فکر می کنم منظور سفیر روسیه، کشور روسیه، از تهدید امنیتی کشورش، این بوده است.
شبیه این سناریو در سال 2008 و در رابطه با گرجستان برای روسیه تکرار شده بود. در آن زمان گرجستان هم، با احتیاط، به تحریک شاید همین "کسانی" که سفیر مسکو به آنان اشاره کرده است؛ قصد همسایه کردن روسیه با غرب را داشت. با در کنترل گرفتن استان اوشتیای جنوبی و آبخازیا. روسیه در آن زمان هم با تهدید ملی خواندن این حرکت گرجستان، به شدت واکنش نشان داد و صدها تانک روانه گرجستان کرد.
امروز اما در رابطه با کشور ما؛ روسیه باید بداند که امنیت و منافع ملی آن؛ مشکل خودشان است و مشکل مردم ایران با رژیم حاکم بر کشورشان، مشکل مردم ایران. اگرچه صحبت روسیه از امنیت و منافع ملی خودش کاملا قابل درک است؛ باید اما مراقب باشد که برای تامین این منافع از جیب مردم ایران خرج نکند.
Saturday, January 7, 2012
جمهوری اسلامی و حال و روز اسفبار
بعضی وقتها تعجب می کنم. از اینکه چطور یک عده سیاستمدار می تونن خودشون رو در چنین
موقعیت افتزاهی قرار بدن؛ که امروز سیاستمداران جمهوری اسلامی قرار دارن. همه ما میدونیم که علی خامنه ای و فرماندهان سپاهیش بر علیه مردم ایران کودتای نظامی سرد کرده اند، دو سال پیش. با ساده لوحی تمام، و با تصور اینکه بعد از کشت و کشتار (که آمار درستی از آنها در دست نیست و موکول شده به آینده)، زندان، شکنجه و نجاوزات که همه ما و دنیا دیده و شنیده ایم، همه چیز تحت کنترل، و بازی تمام شده است؛ سرش را در برف کرد. حالا امروز که کارشون بجایی رسیده که مجبورن بریزن توی سفارت انگلستان در تهران؛ یا با ترس و وحشت از تحریم نفت و گاز (که حتما باید انجام بشه و میشه، در صورت لزوم)؛ از حمله به کشتیهای حامل نفت کشورهای منطقه تا تهدید به بستن تنگه هرمز صحبت می کنند؛ شاید فهمیده باشند که دو سال پیش نه تنها بازی تمام نشده بود؛ بلکه تازه سر خط شروع مسابقه ایستاده بود، جمهوری اسلامی!
با این فرق که دو سال پیش، مردم بی دفاع ایران تنها و با دست خالی در مقابل نظامیان و ایادی تا دندان مسلح آنها قرار داشتند؛ و امروز دنیای متمدن در کنار این مردم ایستاده است. توازن قوا کاملا تغییر کرده است. ایستادن دنیای متمدن در کنار مردم ایران رو می توان در نوسانات غیر قابل پیش بینی و یا پیشگیری قیمت ارزهای خارجی در ایران دید. وقتی که آقایون صبح از خواب بیدار میشن، و یهو می بینن که قیمت ارزهای خارجی در کشور 30-40 درصد بالا رفته! وقتی می بینند که مردم پولهای خودشون رو برای تبدیل به دلار یا یورو به صرافیها و نهایتا به دبی و ترکیه سرازیر می کنند؛ و آقایون دبی و دولت امارات رو مقصر قلمداد می کنند. ایستادن دنیای متمدن در کنار مردم ایران رو می توان در عمل کرد احساساتی و بدون توجه به عواقب عمل؛ وارد حریم زمینی کشور انگلستان در تهران شدن؛ دید که به دلیل تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی به رهبری انگلستان انجام می شود. ایستادن دنیای متمدن در کنار مردم را می توان در بدون تفکر؛ اعلان جنگ دادن به کشورهای منطقه فروشنده نفت و خریداران بین المللی نفت آنان دید، زمانی که صحبت از تحریم خرید نفت جمهوری اسلامی می شود. تمام اینها؛ یعنی درماندگی. درماندگی سیاسیونی که به هوش و درایت سیاسی مردم ایران توهین کرده اند، و اصرار دارند که می توانند مردم ایران را از حق مسلم دمکراتیک خود محروم کنند. اصرار بر اینکه می توان بزور سر نیزه و بدون رای مردم؛ سیاسی باقی ماند، حکومت کرد و منافع ملی این کشور و مردم را به تاراج برد. چه خیال خامی.
شاهدیم که بعد از چند روز رجز خوانیهای تو خالی، جمهوری اسلامی با التماس از نمایندگان اتحادیه اروپا و سازمان انرژی هسته ای دعوت به رفتن به ایران کرده است. اما در عوض نخست وزیر ترکیه به ایران سفر، و پیشنهاد میزبانی مذاکرات هسته ای را داده است. حضور نمایندگان اتحادیه اروپا در تهران؟! فکر نمی کنم. آنها باید عاقل تر از این باشند که با حضور خودشان در تهران به این سیستم حکومتی اعتباری بخشیده؛ فضای تنفسی به آن بدهند. بنابراین دعوت ترکیه برای میزبانی راه حلی خواهد بود. اما نکته مهمتر این است که چه دست آوردی قرار است این مذاکرات داشته باشد؟ اول باید ببینیم که طرفین واقعی این مذاکرات چه کسانی هستند و چه چیزی از یکدیگر طلب می کنند.
ادامه دارد
Thursday, December 29, 2011
آقای رحیمی شوخی نکنید؛ موضوع خیلی جدی است
بعد از فرماندهان نظامی سپاه، اینبار نوبت معاون اول رئیس جمهور، محمد رضا رحیمی، بود که تهدید
به بستن تنگه هرمز کند. رحیمی در واکنش به نشست اخیر کشورهای اروپایی و تولید کنندگان بزرگ نفت خاورمیانه، منجمله عربستان سعودی، در رم اظهار نظر می کرد.
زمانی که زمزمه های تحریم نفتی ایران توسط اتحادیه اروپا به گوش می رسد، و در پی آن چنین نشستی برگزار می شود؛ می توان با کمی احتیاط اهداف چنین نشستی را حدس زد. ظاهرا آقای رحیمی و اعضای دولتشان هم حدس ما را زده اند. یکی از عمده ترین اهداف نشست می تواند بررسی میزان توانایی و آمادگی دیگر تولید کنندگان نفت خاورمیانه برای تامین کسری نفت صادراتی ایران در صورت لزوم بوده باشد. ولی اینکه آقای رحیمی و دوستانشان چنین تهدیدات تو خالی را می کنند؛ جای تعجب دارد. چرا که لازمه اجرا کردن تهدید و بستن تنگه هرمز؛ آماده جنگ شدن است. نه من چنین توانایی و جسارتی را در حکومت تهران می بینم، نه اتحادیه اروپا و غرب می تواند که چنین تهدیداتی را جدی بگیرد؛ و نه حتی فکر می کنم آقای رحیمی و دوستان غیر نظامی و نظامیشان خودشان؛ خودشان را جدی می گیرند!
اعلان جنگ دادن به تمامی کشورهای صادر کننده نفت در منطقه، اروپا و غرب در کل! بیشتر شبیه جوک است. همین چندی پیش و بر سر مسئله بحرین بود که عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی نیروی نظامی شامل تانک و ادوات نظامی راهی بحرین کردند؛ و تهران با آنهمه کبکبه و دبدبه جرات دست از پا خطا کردن؛ نکرد. و امروز از اعلان جنگ دادن به آنها صحبت می کند. مزاح می کنند.
Subscribe to:
Comments (Atom)





